تیرگی خیره کننده بازار فناوری

صنف فناوری اطلاعات ، به دلیل خصوصیات ویژه متخصصان و تحصیلکردگان این رشته که بیشتر آنها مدیران صنف و بنگاه های فناوری هستند ، ویژگی های متفاوتی از سایر صنوف دارد.
کورش شمس – فقدان اطلاعات درست و موثق درباره بازار فناوری اطلاعات در ایران و نبود آمارهای واقعی از میزان تقاض ، تولید و عرضه محصولات فناوری که شاخص ترین آنها کامپیوترهای شخصی و لپ تاپ ها هستند ، فضای کلی بازار این فناوری در ایران را فضایی مخدوش و غیرشفاف کرده است که بی شک آثار ملموسی نیز در روند توسعه این بازار و همچنین شکلگیری ساختارهای درونی و بیرونی آن برجای گذاشته است .
تاجایی که کارشناسان و مسئولان صنفی حوزه فناوری اطلاعات نیز به دفعات ، بر این نکته که آمار و ارقام درستی از میزان تولید و همچنین تقاضای واقعی کامپیوتر در ایران وجود ندارد تاکید کرده و خواستار برنامه ای برای از بین بردن این مشکل بوده اند. واقعیت این است که وقتی آمارهای غیر رسمی مربوط به بخش اقتصادی و تجاری فناوری اطلاعات از سوی یک مقام ارشد در رسمی ترین مرجع این صف، یعنی ؛ سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور ارائه می شود، می توان به عمق فاجعه پی برد. چرا که سازمان نظام صنفی اساسا با این هدف تشکیل شده است که صنف فناوری کشور را نظام مند کرده و با برطرف ساخت چالش های آن، بنگاه های تجاری و خدماتی این صنف را مستعد توسعه کند.
به گفته این مقام مسئول ، تنها برآورد و شایعه مطرح در خصوص تعداد رایانه های تولیدی در کشور ما، حدود یک میلیون و دویست تا یک میلیون و پانصد هزار رایانه است و به نظر می رسد، در حال حاضر، در کشور ما حدود 15 میلیون رایانه موجود است… ” – بخشی از مصاحبه خبری باقر بحری قائم مقام وقت کمیسیون سخت افزار نظام صنفی رایانه ای در روزنامه دنیای اقتصاد – به بیان ساده تر تنها مرجع رسمی و قانونی برای گردآوری و ارائه آمارهای مستند و قابل اتکای صنف ، میزان واقعی تولید کامپیوتر در کشور یا حجم واقعی بازار سخت افزار های کامپیوتری را با استناد به شایعات و تخمین های غیررسمی ارائه می دهد که این نشان می دهد فضای بازار این فناوری تا چه اندازه غیر شفاف است.
این که کدام شخص حقیقی یا حقوقی و کدام نهاد و دستگاه متولی در این زمینه کوتاهی کرده یا این که عدم شفافیت فضا به نفع کدام گروه ها و اشخاص است، هدف این بررسی نیستند ، بلکه بیشتر علل و عوامل موثر در شکلگیری چنین فضایی مورد بحث است . بی تردید سازمان نظام صنفی هم با وجود مسئول بودن در قبال اعضای خود و مجموعه فناوری کشور ، خود قربانی شرایطی است که ریشه های آن ، نه به امروز و دیروز بلکه به دهه های قبل و نگاه سنتی حاکم بر ساختار بازار در ایران بازمی گردد. با این وصف ، وقتی سازمان نظام صنفی برای ارائه آمار و ارقام مربوط به این حوزه دست به دامان مختصر اطلاعات تولید شده در فرایند شایعه پردازی و گمانه زنی می شود، درک این واقعیت کار چندان سختی نخواهد بود که عدم دسترسی به اطلاعات واقعی برای صنف فناوری اطلاعات کشور، موجب می شود تا تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های صنفی، تجاری، اقتصادی و در مجموع مدیریت خرد و کلان این بازار پرتقاضا، مدیریتی غیرعلمی، انتزاعی و بی نتیجه باشد.
این موضوع اگرچه به نظر می رسد برای فعالان عرصه بازار فناوری، امری غیر عادی و مساله ساز به شمار نمی آید، اما تاثیر نامطلوب آن بر روند توسعه بازار فناوری و مجموعه فعالیت های این بازار را نمی توان ادیده گرفت . صنف فناوری اطلاعات به دلیل خصوصیات ویژه متخصصان و تحصیلکردگان این رشته که بیشتر آنها مدیران صنف و بنگاه های فناوری هستند ویژگی های متفاوتی از سایر صنوف دارد. به همین دلیل هم کامپیوترها و سایر ابزارهای فناوری توانستند سرعت و سهولت گردش اطلاعات در جهان را به اندازه بی سابقه ای افزایش دهند و ابزاری برای اتوماسیون و شفاف شدن بازارهای دیگر شدند .
علت این است که اساس و فلسفه این صنف را اطلاعات تشکسل می دهد و حرفه اصلی فعالان این صنف استفاده از انواع و اقسام اطلاعات برای انجام کارهای مختلف است. در واقع اگر صنوف سنتی و حتی دستگاه های دولت در تمام دنیا توانسته اند تا حدی از نگاه سنتی و روش های قدیمی خود فاصله بگیرند، به دلیل توسعه صنف فناوری بوده است ، با این وصف نمی توان پذیرفت که ، تفکر و تحلیل های کارشناسان فناوری اطلاعات کشور ما، بر مبنای حدس و گمان بوده و دسترسی به اطلاعات بازاری در این صنف کاری ناممکن باشد . حال این که این شرکت های فناوری در ایران، چگونه می توانند در بازاری به فعالیت تجاری بپردازند ، که عنصر اطلاعات و آمار هیچ جایگاه مشخصی در آن ندارد، موضوعی پرسش برانگیز است که پاسخ آن را می توان در فرم کلی بازار و شرایط اقتصادی شرکت های فعال در آن دید. به همین دلیل هم شرکت های فناوری ایران به دو دسته مشخص، یعنی شرکت های بزرگ و دارای انحصار و شرکت های کوچک بی پشتوانه و ضعیف تقسیم بندی کرد.
نمونه بارزتر تجلی این شرایط ، وضعیت پروژه های فناوری در ایران است که اکثر قریب به اتفاق آنها نتایج مورد انتظار را نداشته اند یا اساسا نیمه کاره رها شده اند. پروژه هایی که نمونه های مختلف آن را می توان در سطوح ملی و محلی و حتی در قواره ای بسیار کوچک مشاهد ه کرد. واقعیت مسلم این است که دولت با وجود آسیب های بسیاری که از ناحیه عدم شفافیت در بخش اقتصادی متحمل می شود، هیچ انگیزه ای برای نظام مند کردن اطلاعات ندارد و در بیشتر موار بزرگترین مانع نیز به شمار می آید. اما این که چرا صنف فناوری اطلاعات به این رخوت تن داده و مستقل از دولت اقدام به جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات صنفی نمی کند، بسیار سئوال برانگیز است. برخی بر این باورند که تا مساله عدم دسترسی به اطلاعات به موقع و دقیق در بازار فناوری اطلاعات ایران برطرف نشود، روند توسعه صنفی و همچنین روند کلان توسعه کشور بر مدار اصلی خود قرار نخواهد گرفت و جالب اینجاست که به رغم پذیرفته بودن این واقعیت ،فضای بازار به شکل خیره کننده ای تیره .
ارائه شده در هموطن سلام